تبلیغات
تواضع بی جا آخرین حد تكبر است - عاشورا
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

عاشورا

وای حسین کشته شد

 شب دهم:
        خداحافظ
          
عشق

شب عشق و وفای یاران
شب عشق است و شب فراق میزبان حضرت زینب (س) است و مهمان ابی‌عبدالله (ع) كه شب آخر عمر اوست.
مدام وارد خیمه می‌شود و بیرون می‌آید. با خود زمزمه می‌كند: خواهر قربانت شود.
می‌بیند امشب آقا ابی‌عبدالله (ع) اصحاب و یاران را جمع كرد و (بعد از خواندن خطبه و صحبت با یاران و ...) هر یك از یاران و اصحاب وفاداری خویش را اعلام نمودند و ... زهیر، حبیب، مسلم‌بن‌عوسجه و یاران باوفای امام صحبت كردند. و مجلس تمام شد همه به خیامشان رفتند. (حضرت زینب (س) اظهار غربت می‌كند كه این خبر به گوش یاران امام می‌رسد)
پس از آن‌كه اظهار غربت حضرت زینب (س) به گوش اصحاب رسید. حبیب می‌گوید:
به مسلم بن عوسجه و زهیر و بریر و عابس و دیگران گفتم برخیزید همه یك‌جا برویم پشت خیام اهل بیت امام و ... اظهار وفاداری كنیم.
همه اصحاب آمدند پشت خیام زن‌ها و اهل بیت امام سلام كردند و صدا زدند:
ما همگی آماده‌ی جانبازی هستیم و اگر ابی‌عبدالله (ع) اجازه بدهد همین امشب بر دشمن هجوم می‌آوریم و ...
همه‌ی زن‌ها از خیام بیرون آمدند و ... گریه می‌كردند ولی از یك لحاظ خوشحال بودند از این‌كه یاران امام بر عهدشان وفادارند و ...

غربت امام (ع)
نافع بن هلال می‌گوید:
دیدم امام از خیمه بیرون آمده بود به طرف پشت خیمه‌ها حركت كرد، من هم به دنبالش رفتم، متوّجه من شد.
فرمود: كیستی؟
گفتم: نافع بن هلال هستم؟
فرمود: چرا این موقع شب بیرون آمدی و ...؟
گفتم: آقا جان!
هراس داشتم كه از طرف دشمن گزندی به شما برسد.
(امام فرمود: آمدم بیرون تا اطراف را بررسی كنم و موقعیت حمله دشمنان را و ... بشناسم)

غم فراق
امام چهارم می‌فرماید:
شب عاشورا در بستر بیماری افتاده بودم، امّا می‌شنیدم كه پدرم این شعر را می‌خواند كه:
یا دَهْرُ اُفٍّ لَكِ مِنْ خَلیلٍ
كَمْ لَكَ بالْاَشْراق وَ الْاَصیلِ
مِنْ صاحِبٍ وَ طالِبٍ قَتیلٍ
وَالدَّهْرُ لا یَقْنَعُ بِالْبَدیلِ
وَ اِنَّما الْاَمْرُ اِلَی الْجَلیلِ
وَ كُلُّ حَیٍّ سالِكُ سَبیلٍ
با شنیدن این سخنان پدرم، عمّه‌ام حضرت زینب (س) دامن كشان، سراسیمه، خدمت اباعبدالله (ع) رسید و با گریه عرض كرد:
داداش! فردا چه بلایی بر سر تو می‌آورند كه این طور حرف می‌زنی و ...
فرمود: راهی كه جدّم، بابایم، مادرم و برادرم رفتند، من هم باید همان راه را ادامه بدهم.
عرض كرد: یعنی فردا تو را می‌كشند؟ فرمود: آری
تا گفت آری، گریبانش را چاك زد، با سیلی به صورت خودش زد و روی زمین افتاد.
خواهر را به هوش آورد و آرام كرد و سرش را به سینه گذاشت و ...
به هر نحوی بود خواهر را آرام كرد. امّا مگر خواهر می‌تواند بخوابد.
امشب حرم ابی‌عبدالله (ع) همه بیدارند. همه دارند مناجات می‌كنند.

 

 

شب‌ عاشورا

در این‌ صحرای‌ طوفانی‌ به‌ این‌ دلهای‌ بحرانی‌
چه‌ سودایی‌ است‌ ای‌ یاران‌ كه‌ شد هر چهره‌ قرآنی‌

زهر سو شوِ می‌بارد هر عاشق‌ عالمی‌ دارد
كه‌ فردا می‌شود كشته‌ به‌ راه‌ عشق‌ سبحانی

كنون‌ اتمام‌ حجت‌ شد مرا ایام‌ غربت‌ شد
 پس‌ از این‌ قسمت‌ ما را خداوندا تو می‌دانی‌

در این‌ غربت‌ خدا جویید ره‌ پیغمبران‌ پویید
چنین‌ با یكدگر گویید مناجاتی‌ است‌ عرفانی‌

خدای‌ عالی‌ اعلی‌ به‌ عشق‌ لشگری‌ والا
 نه‌ در این‌ وادی‌ غربت‌، به‌ جنت‌ داده‌ مهمانی‌

پس‌ از این‌ نیزه‌ و تیر است‌ پذیرایی‌ به‌ شمشیراست
‌ در این‌ مهمانی‌ خونین‌ بود این‌ میزبان‌ جانی‌

امان‌ از كربلا فردا در این‌ دشت‌ بلا فردا
گل‌ دامان‌ پیغمبر شود پرپر به‌ آسانی

به‌ عاشورا قسم‌ امشب‌، بود شام‌ غم‌ زینب‌
 ولی‌ صبح‌ ظفر او را بود در راه‌ طولانی‌

پی‌ گندم‌ بنی‌ آدم‌ كُشند آزاده‌ عالم
‌ كِشند بر نیزه‌ قرآن‌ را فروشند دین‌ به‌ آسانی‌

بیایید ای‌ همه‌ یاران‌، كنارم‌ ای‌ سبكبالان‌
 علی‌، قاسم‌، ابوفاضل‌، همه‌ یاران‌ میدانی‌

حبیبم‌ كو، زهیرم‌ كو، غلامم‌ كو، بریرم‌ كو
بگیریم‌ حلقة‌ ذكری‌ به‌ یاد مسلم‌ و هانی‌

رقیه‌، فاطمه‌، نجمه‌، سكینه‌، زینب‌ و كلثوم‌
ربابم‌ را كنید یاری‌، كند گهواره‌ جنبانی‌

انیس‌ كودكان‌ گردید، به‌ دور بانوان‌ گردید
كه‌ فردا می‌زند سیلی‌ عدو با دست‌ طوفانی‌

بسوزد خیمه‌ها فردا، دهد حق‌ خونبها فردا
كه‌ خون‌ عشق‌ می‌ریزد به‌ خنجرهای‌ عریانی‌

تن‌ ذریه‌ زهرا شود فردا در این‌ صحرا
همه‌ پامال‌ مركبها، چه‌ شد رسم‌ مسلمانی‌

عدو حق‌ را رها كرده‌، كه‌ با ابلیس‌ تا كرده
‌ برد فرمان‌ ز استكبار، كند رفتار شیطانی‌

به‌ مظلومان‌ وفا شد نه‌، ز ظلم‌ و كین‌ ابا شد نه‌
بریزد اشك‌ و خون‌ با هم‌ ز چشم‌ و سینه‌ بارانی‌

 

*****

 

روضه‌ وداع‌

‌مرو كه‌ بی‌ تو دلم‌ بیقرار می‌بینم‌
به‌ خیمه‌های‌ حرم‌ حَرّ نار می‌بینم‌

مرو كه‌ بی‌ تو به‌ جان‌ برادرم‌ عباس‌
 تمام‌ پردگیان‌ در فرار می‌بینم‌

مرو برادر خوبم‌ كه‌ بین‌ این‌ صحرا
به‌ پای‌ طفل‌ یتیمم‌ تو خار می‌بینم‌

فرود آی‌ ز مركب‌ كه‌ در پی‌ حرمت
‌ پس‌ از تو، قهقة‌ یك‌ سوار می‌بینم‌

به‌ دختری‌ كه‌ بگوید مرا نوازش‌ كن‌
هجوم‌ تهمت‌ و طعنش‌ نثار می‌بینم‌

مرو كه‌ در بر ما محرمی‌ نمی‌ماند
 سر تو بر سر نی‌ چون‌ شكار می‌بینم‌

بپوش‌ بر تنت‌ این‌ كهنه‌ پیرهن‌ كه‌ دگر
 تن‌ شریف‌ تو را بی‌ مزار می‌بینم‌

بیا كه‌ زیر گلویت‌ ببوسم‌ ای‌ دلبر
 كه‌ حنجر تو به‌ خنجر نثار می‌بینم‌

به‌ زیر چكمة‌ نامردمان‌ كوفه‌ و شام‌
 زنان‌ لشكر تو داغدار می‌بینم‌

 

*****

 

دو بیتی های‌ وداع‌

‌وداع‌ جان‌ ز تن‌ آسان‌ نباشد
كسی‌ غیر از تو بر من‌ جان‌ نباشد
به‌ دنبال‌ برادر بین‌ صحرا
 الهی‌ خواهری‌ گریان‌ نباشد
***
بیا این‌ كهنه‌ پیراهن‌ به‌ تن‌ كن‌
بیا ای‌ گل‌ تن‌ خود را كفن‌ كن‌
تو می‌دونی‌ چه‌ حالی‌ داره‌ زینب‌
بیا و یك‌ دعایی‌ بهر من‌ كن‌
***
به‌ هر سو بنگری‌ یاری‌ نداری
‌ به‌ غیر من‌ مدد كاری‌ نداری‌
الهی‌ بیش‌ از این‌ غربت‌ نبینی‌
 كه‌ مظلومی‌ و غمخواری‌ نداری‌
***
مرا آوارة‌ صحرا مگردان‌
مرا از داغ‌ خود شیدا مگردان‌
به‌ جان‌ مادر پهلو شكسته‌
مرا سیلی‌ خور اعدا مگردان‌‌

 

 

مراسم شب دهم محرم 83 - مسجد ارک تهران
(حاج منصور ارضی)


قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم

قسمت پنجم
قسمت ششم

 

مراسم شب دهم محرم 83 - هیئت رایت العباس
(حاج محمود کریمی)


 
 


برای دانلود، روی هر یک از لینکها کلیک سمت راست نموده
 و
Save Target As را بزنید

 



نوشته شده توسط :آرش
چهارشنبه 19 بهمن 1384-05:02 ق.ظ
نظرات() 

cristinboniello.hatenablog.com
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 05:38 ق.ظ
What's up to all, as I am in fact eager of reading this web site's post to be
updated regularly. It consists of nice information.
آرین
چهارشنبه 19 بهمن 1384 04:02 ق.ظ
salam doste aziz matlabe ghashange bod.....manam shahadate emam hosinoo be hame mosalman tasleyat meoyam................arian
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر