تبلیغات
تواضع بی جا آخرین حد تكبر است - مطالب معرفی بزرگان علم وادب ایران
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

اشعار فروغ فرخزاد به بیش از ۱۵ زبان ترجمه شده و گزیده شعرهایی از چهار مجموعه شعر فروغ، به زبان‌های انگلیسی، آلمانی، عربی، ترکی، چینی، سوئدی، اسپانیایی، فرانسوی، استرالیایی، کردی، ایتالیایی، لیتوانیایی، آلبانیایی و دانمارکی ترجمه و منتشر شده است.

در این میان، بیشترین میزان ترجمه اشعار فروغ فرخزاد در کشور آمریکا و به زبان انگلیسی انجام شده است. تا به امروز بیش از ۲۰ عنوان مجموعه از شعرهای فروغ، به زبان انگلیسی در آمریکا منتشر شده است.

کامران تلطف، پژوهشگر و استاد دانشگاه، می گوید: " ترجمه این اشعار منجر به معرفی او به افراد متخصص در حوزه ادبیات فارسی و حتی بیشتر دانشجویان رشته‌های ادبیات فارسی، عربی و ترکی شده است، اما او برای علاقمندان معمولی ادبیات که انگلیسی‌ زبان هستند، هرگز شهرت مولوی و خیام را نیافته است".

تعدادی از مترجم‌های شعرهای فروغ در آمریکا، فعالیت آکادمیک دارند، و به واسطه تلاش آن‌ها شعر او وارد محافل دانشگاهی آمریکا شده است.

ترجمه اشعار فروغ فرخزاد از سال ۱۹۶۸ شروع شده است. یعنی ۵ سال بعد از این که فیلم "خانه سیاه است"، برنده جایزه نخست جشنواره "اوبرهاوزن" شد. فروغ در سال ۱۳۴۳ به آلمان، ایتالیا و فرانسه سفر می‌کند. سال بعد نیز در دومین جشنواره سینمای مولف در پزارو شرکت می‌کند. در این سفر، تهیه‌کنندگان سوئدی، پیشنهاد ساخت چند فیلم را به او داده و ناشران اروپایی نیز برای انتشار ترجمه شعرهایش ابراز علاقه کرده بودند. به دلیل موفقیت در جشنواره اوبرهاوزن، چه بسا ممکن است ترجمه‌هایی نیز از آثار وی در بین سال‌های ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۸ موجود باشد. چراکه به نظر می‌رسد ترجمه‌های متعددی که از شعرهای فروغ به زبان انگلیسی وجود دارد بی‌ارتباط با موفقیت فیلم "خانه سیاه است" نیست.

صمد بهرنگی از نخستین کسانی بوده که به ترجمه شعر معاصر ایران توجه کرده است. او در سال ۱۳۴۲ شعرهایی از شاعران معاصر فارسی را به زبان مادری خود، آذری، منتشر می‌کند، از جمله شعرهایی از "احمد شاملو"، "نیما یوشیج"، "فروغ فرخزاد"، "مهدی اخوان ثالث" و "م.آزاد".

پوران فرخزاد، مترجم، پژوهشگر و خواهر فروغ می‌گوید: "از جمله ترجمه‌های انگلیسی شعرهای فروغ می‌توانم به کتاب‌های زیر اشاره کنم: عروسک کوکی با ترجمه منوچهر آریان‌پور (ناشر ادبیات معاصر جهان، ۱۹۶۸)، کتاب احسان یارشاطر در نیویورک به نام نشانه‌های ادبیات مدرن ایران (۱۹۷۱)، فتح باغ با ترجمه اردوان داوران (دانشگاه برکلی، ۱۹۷۳)، گزیده اشعاری با ترجمه بورکل و جی‌سی (انتشارات ایران‌زمین، ۱۹۸۱)، و باز هم در همین سال، برگزیده اشعار فروغ به نام تولدی دیگر در کالیفرنیا که توسط حسن جوادی و سوزان سالی، منتشر شده، گزیده اشعار عروس اقاقیا (انتشارات کاروان، ۱۹۸۲)، کتاب اشعار مدرن ایرانی به همت مسعود فرزام (نشر ادبیات مدرن معاصر، ۱۹۶۸). مجموعه تولدی دیگر با ترجمه دیوید مارتین در اوهایو (نشر مزدا، ۱۹۸۵)، و یک زن تنها و اشعارش که مایکل هیلمن در واشنگتن منتشر کرده (۱۹۸۷)".

گذشته از این، می‌توان به نام‌های "فیروز جنتی عطایی"، "یاشا فردریک کسلر"، "امین بنانی"، "سابرینا کسام"، "کریم امامی" و "اسماعیل سلامی" نیز اشاره کرد. در برخی از این ترجمه‌ها، نام یک مترجم ایرانی در کنار مترجم انگلیسی‌زبان به چشم می‌خورد که نشان‌دهنده نقش ایرانیان در ترجمه ادبیات معاصر ایران به زبان‌های دیگر است.

فروغ در جهان عرب

به جز زبان انگلیسی، فروغ در جهان عرب نیز در میان شاعران و علاقه‌مندان جدی ادبیات، چهره‌ای شناخته شده است.

به گفته عبدالحسین فرزاد، پژوهشگر و کارشناس ادبیات عرب در ایران، علاقمندان جدی شعر در جهان عرب، تا حدی شعر فروغ فرخزاد را می‌شناسند.

اشعار فروغ توسط "محمد الامین"، شاعر ۳۶ ساله متولد بغداد، به زبان عربی ترجمه شده است. وی که ساکن هلند است و به زبان عربی و فارسی نیز مسلط است، گزیده اشعاری را از شاعران معاصر ایران ترجمه کرده است از جمله گزیده اشعار فروغ فرخزاد. ترجمه قطعاتی از شعر فروغ با ترجمه الامین را می‌توان در وبلاگ‌های عربی پیدا کرد.

فروغ در ترکیه

در ترکیه، هاشم خسروشاهی، به طور گسترده و مستمر، به ترجمه ادبیات امروز ایران پرداخته است. او ترجمه گزینه اشعار فروغ فرخزاد با مقدمه‌ای ۴۰ صفحه‌ای از رضا براهنی را در کارنامه فعالیت خود دارد. این کتاب را نشر "تلوس" در دو نوبت چاپ و منتشر کرده است.

به گفته رضا براهنی، سال‌‌ها قبل هم شعرهای فروغ فرخزاد با ترجمه جلال خسروشاهی به زبان ترکی استانبولی منتشر شده است.

در حال حاضر در ترکیه، هاشم خسروشاهی فقط به ترجمه آثار مورد علاقه‌اش به صورت کتاب اکتفا نمی‌کند. او تا به امروز، آثاری از چندین شاعر کلاسیک و معاصر ایرانی را در مجله‌های ادبی- فرهنگی ترکیه از جمله "دنیا" چاپ کرده است. از جمله: شعرهایی از حافظ، مولوی، خیام، باباطاهر، نیمایوشیج، فروغ فرخزاد، احمد شاملو، رضا براهنی، اسماعیل خوئی، منوچهر آتشی، نادرنادرپور، فریدون مشیری، هوشنگ ابتهاج، مهدی اخوان، و سهراب سپهری.

صاباح قارا در کتاب خود با عنوان "از نیما یوشیج تا انقلاب"، که نشر "نوبهار" آن را در سال ۱۹۹۸ در استانبول منتشر کرده، درباره شعرهای فروغ فرخزاد نوشته است: "نوعی تــقابل و ‏دوگانگی بر اشعار فروغ فرخزاد؛ مشهورترین شاعره نوپرداز ایران حاکم است: عصیان و خیزش ‏در برابر روزمرگی و بی‌عدالتی حاکم بر جامعه در آثار وی نمایان‌تر است. وی نیز چند شعر از فروغ را به زبان ترکی ترجمه کرده است از جمله: ‏"هدیه" و "پرنده فقط یک پرنده است".‏ علاوه بر این، "جاوید مقدس" نیز گزیده‌ای از اشعار فروغ را در سال ۲۰۰۲ به زبان ترکی منتشر کرده است.

گفته می‌شود اشعار فروغ فرخزاد در کشور ترکیه نیز همچون تاجیکستان مورد توجه زنان روشنفکر و شاعر قرار گرفته است.

فروغ در آلمان

در سال ۱۳۸۳، مجموعه‌ای از شعرهای شاعران زن مسلمان که آنماری شیمل به ‌آلمانی ترجمه کرده بود، با نام «کتابی به‌نام شادی» در آلمان منتشر شد. در این مجموعه، آثاری از پانزده تن از شاعران زن معاصر ایران از جمله "سیمین بهبهانی"، "فروغ فرخزاد"، "پروین اعتصامی" و "طاهره صفارزاده" ارائه شده است. شعرهای "احساس پرنده"، "هدیه" و بخشی از شعر "عصیان خدایی" فروغ در این کتاب دیده می شوند.

پیش از ترجمه آنماری شیمل، مجموعه ‌ای از سروده‌های فروغ فرخزاد را "کورت شارف"، در سال ۱۹۹۳ ترجمه کرده بود که با نام "آن روزها" منتشر شده است. شاروف میان سال‌های ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷ سرپرستی انستیتوی گوته را در تهران به‌عهده داشت.

وی در سال ۲۰۰۵ نیز ترجمه گزیده‌ای از شعرهای معاصر ایران را که بیشتر متعلق به سال‌های ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ هستند به چاپ رساند که در آن ده شعر از فروغ فرخزاد از جمله شعر "باد ما را خواهد برد" عرضه شده است.

در مجموعه داستان "حضور آبی مینا" نیز که به همت محمد علافی و سابینه علافی ارائه شده، ترجمه شعر "هدیه" از سروده‏هاى فروغ فرخزاد همراه با ۱۸ داستان کوتاه از نویسندگان زن ایرانی، چاپ شده است.

علاوه بر این، به گفته پوران فرخزاد، اشعار فروغ در آلمان توسط "محمد ظروفی" در سال ۱۹۷۴ ترجمه و منتشر شده است.

آثار فروغ در چین

مو هونگ‌یان، استاد انستیتوی زبان‌های خارجی آکادمی چین، تا به امروز چندین اثر معروف کلاسیک و معاصر ایران را به زبان چینی ترجمه کرده است. او در کتابی دو جلدی به شعر معاصر ایران پرداخته است. در جلد اول این کتاب که عنوان آن "تولدی دیگر؛ ققنوس" است و "دانشگاه پکن" آن را منتشر کرده، شعر معاصر ایران بررسی شده است. جلد دوم برگزیده‌ای از شعر نو معاصر را در بر می‌گیرد که شامل ۳۱ قطعه از اشعار فروغ فرخزاد نیز می‌شود.

مو هونگ‌یان، ترجمه اشعار فروغ را متکی به درک فضای درونی آن می‌داند و معتقد است که "فروغ روش بیان شعر فارسی را دگرگون کرد و شعر فارسی را به محیط مدرن نزدیک کرد. البته فروغ از زبان امروز و ساده‌ای استفاده می‌کند اما مترجم باید دنیای درونی شعر او را بشناسد و بعد دست به ترجمه آن بزند و این سادگی کلام او به معنای سادگی ترجمه آن نیست."

مو هونگ‌یان ضمن طرح این نکته که در چین تنها او اقدام به ترجمه ۳۱ قطعه شعر از فروغ کرده است توضیح می‌دهد که برای معرفی این شاعر به علاقه‌مندان زبان و ادبیات فارسی در چین، اشعاری از فروغ را از کتاب‌های "دیوار"، "عصیان"، "اسیر" و "تولدی دیگر" انتخاب و ترجمه کرده است.

این مترجم با تاکید بر این که اشعار فروغ، مورد استقبال خوانندگان کتاب قرار گرفته است، توضیح می‌دهد که در جلد دوم کتاب خود، ترجمه شعرهایی چون: "در برابر خدا"، "قربانی"، "گمشده"، "خانه متروک"، "آفتاب می‌شود"، "فتح باغ"، "جمعه"، "من از تو می‌مردم" و "کسی که مثل هیچکس نیست" از این شاعر نامدار ایرانی چاپ شده است.

در سال ۱۳۷۳ نیز آثار سی تن از شاعران نو پرداز ایرانی به انتخاب "علیرضا قزوه"، شاعر، و به همت سه تن از استادان ایرانشناس در دانشگاه پکن در کتابی به چاپ رسیده است. در این مجموعه نیز اشعاری از فروغ فرخزاد منتشر شده است.

فروغ در سوئد، نروژ و دانمارک

حبیب فرج‌زاده، نخستین کسی است که در سوئد شعری از فروغ فرخزاد را ترجمه می‌کند و آن را در کتاب "ماهی سیاه کوچولو" که دربرگیرنده آثار چند نویسنده مختلف بود و در سال ۱۹۷۴ منتشر شد، عرضه می‌کند. او دلیل انتخاب این آثار برای ترجمه را در آن مقطع "فقط بر اساس علایق شخصی و نوستالژیک و بدون مطالعه در نیازهای بازار کتاب سوئد" مطرح می‌کند.

نخستین جرقه‌های "ترجمه ادبیات معاصر ایران" در اروپا و آمریکا، در اواسط دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ میلادی، اتفاق افتاد. مترجمان ادبیات معاصر ایران که اغلب ایرانی بودند، بر اساس انگیزه‌های نوستالژیک، و در شرایطی که هنوز با کشور میزبان از حیث فرهنگی بیگانه بودند دست به ترجمه ادبیات معاصر زدند. در نتیجه بیشتر این آثار هنوز در انزوا قرار دارند و توانایی‌های بالقوه‌ای به شمار می‌آیند تا با بسترسازی مناسب در آینده به دست مخاطب علاقه‌مند برسند.

بواوتاس، پژوهشگر، مترجم سوئدی رمان "بوف کور" و اشعار چند شاعر کلاسیک ایران، و پروفسور بازنشسته‌ زبان‌های ایرانی در دانشگاه اپسالا، در سال ۱۹۸۴ شعر فروغ فرخزاد را به زبان سوئدی در نشریه "اورد بیلد" چاپ می‌کند. اما این روند که می‌توانست نقش تعیین‌کننده‌ای در معرفی شاعر نامدار ایران به علاقه‌مندان سوئدی داشته باشد، ادامه پیدا نمی‌کند.

سعید مقدم که حدود ۲۰ عنوان از آثار داستانی و شعری ادبیات امروز ایران را به سوئدی ترجمه کرده است، می‌گوید: "در سوئد دو ترجمه از فروغ وجود دارد اما هنوز جز در موارد استثنایی علاقه‌مندان ادبیات او را نمی‌شناسند. چند سال پیش روزنامه DN گزارشی درباره سینمای عباس کیارستمی تهیه کرده بود که در آن اشاره‌ای به باد ما را خواهد برد و شعر فروغ فرخزاد شده بود اما این اشاره‌ها کافی نیست. برای شناخته شدن یک نویسنده باید زمینه معرفی او فراهم شود و این فقط متکی به ترجمه اثر نیست. من بعید می‌دانم فروغ با دو ترجمه به علاقه‌مندان ادبیات در سوئد معرفی شده باشد".

در سال ۱۹۹۶ منتخبی از اشعار فروغ فرخزاد با عنوان "دلم برای باغچه می سوزد" توسط نامدار ناصر‌ همراه با آنیا مالمبری و سال بعد کتاب "کارین و فروغ ـ یک روح، دو زبان" که منتخبی از اشعار فروغ فرخزاد و کارین بویه (شاعر سوئدی) است به شکل دو زبانه توسط سعیدمقدم و یانه کارلسون منتشر می‌شود.

در نروژ نیز "اودوی کلیوه" شاعر و مترجم نروژی در سال 1981 برگزیده اشعار فروغ فرخزاد را با همکاری "اردشیر اسفندیاری" (مترجم) ترجمه کرده است.

در دانمارک به گفته مسعود کدخدایی، نویسنده، دو کتاب از اشعار فروغ منتشر شده است که هر دو آنها را سیگرید هنسِن و عیسی غفاری ترجمه کرده ‌اند: "تولدی دیگر"، "ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد" به ترتیب در سال‌های ۱۹۹۰ و ۱۹۹۲ در کپنهاک چاپ و منتشر شده است.

فروغ و زبان‌های دیگر

علاوه بر همه اینها، شعرهای فروغ به زبان‌های فرانسه، کره‌ای، اسپانیایی، روسی، کردی، ایتالیایی، لیتوانیایی و آلبانیایی نیز ترجمه شده است.

در سال ۱۳۸۳ مجموعه شعری با عنوان "تولدی دیگر" از فروغ فرخزاد توسط کلارا خانس، شاعر اسپانیایی و یک ایرانی به نام "سهند" به زبان اسپانیایی در مادرید منتشر شد. این کتاب شعرهایی از سه مجموعه "عصیان"، "تولدی دیگر" و "ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد"، و مقدمه محسن عمادی، شاعر و مترجم، را در بر گرفته است. پیش از این در سال ۲۰۰۰ مجموعه شعری از فروغ با عنوان "شب تهران" به زبان اسپانیایی منتشر شده بود.

ترجمه شعرهای فروغ به زبان فرانسه با عنوان "فتح باغ" (مترجم: جلال علوی‌نیا)، به زبان کره‌ای با عنوان "باد ما را خواهد برد" (به دو زبان کره‌ای و انگلیسی، با مقدمه محسن مخملباف)، و به زبان روسی با عنوان "تولدی دیگر" (ادوارد حق وردیان) چاپ و منتشر شده است.



نوشته شده توسط :آرش
شنبه 28 بهمن 1385-11:02 ق.ظ
نظرات() 

وصیت نامه داریوش کبیر

اینک من از دنیا میروم بیست وپنج کشور جزء امپراتوری ایران است. و در تمام این کشور ها پول ایران رواج دارد وایرانیان در آن کشور ها دارای احترام هستند. و مردم کشور ها در ایران نیز دارای احترام هستند.


هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن ، و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند ، قانون مالیات وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت .
 

افسران وسربازان ارتش را راضی نگه دار و با آنها بدرفتاری نکن . اگر با آنها بد رفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند . اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها اینطور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند .

امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده وبگذار اتباع توبتوانند بخوانند وبنویسند تا اینکه فهم وعقل آنها بیشتر شود وهر چه فهم وعقل آنها بیشتر شود ، تو با اطمینان بیشتری میتوانی سلطنت کنی. همواره حامی کیش یزدان پرستی باش . اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته وهمیشه به خاطر داشته باش که هرکس باید آزاد باشد و از هرکیش که میل دارد پیروی نماید .

بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم . بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کرده ام بر من به پیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار. اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هرزمانی که میتوانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی ، که من پدر تو پادشاهی مقتدربودم و بر بیست وپنج کشور سلطنت میکردم، مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد. زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد ، خواه پادشاه بیست وپنج کشور باشد خواه یک خارکن و هیچ کس در ان جهان باقی نخواهد ماند . اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی، غرور وخود خواهی برتو غلبه خواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود نمایند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند .

زنهار زنهار، هرگز هم مدعی وهم قاضی نشو اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد. و رای صادر نماید. زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد .

هرگز از آباد کردن دست برندار. زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا این قاعده است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود. درآباد کردن، حفر قنات و احداث جاده وشهر سازی را در درجه اول قرار بده .

عفو وسخاوت را فراموش نکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولی عفو باید فقط موقعی بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .

بیش ازاین چیزی نمیگویم این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضر هستند، کردم. تا اینکه بدانند قبل ازمرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس میکنم مرگم نزدیک شده است


جانشین من خشایار شا باید مثل من در حفظ این کشور ها بکوشد. وراه نگهداری این کشور ها آن است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد.

اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور در یک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد. زیرا قدرات پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی. من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .

ده سال است که من مشغول ساختن انبار های غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبار ها را که از سنگ ساخته می شود وبه شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبار ها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن بوجود نمی آیند وغله در این انبار ها چند سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبار های غله ادامه بدهی تا اینکه همواره آذوقه دو و یا سه سال کشور در آن انبار ها موجود باشد. و هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبار ها برای تامین کسری خواروبار از آن استفاده کن وغله جدید را بعد از اینکه بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوغه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود .

هرگز دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است . چون اگر دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری رعایت دوستی بنمایی .

کانالی که من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی وجنگی خیلی اهمیت دارد تو باید آن کانال را به اتمام برسانی وعوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .

اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو، نظم و امنیت برقرار کند ، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی . با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .

توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغ گو و متملق را به خود راه نده ، چون هردوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغ گو را از خود دور نما .


نوشته شده توسط :آرش
شنبه 28 بهمن 1385-08:02 ق.ظ
نظرات() 

استاد محمدرضا شجریان‌

استاد محمدرضا شجریان‌: علاقه‌ای‌
به‌موسیقی‌ پاپ‌ ندارم‌


  

 

بیوگرافی‌ استاد شجریان‌

217359.jpg

    در مشهد به‌ دنیا آمد و از چهار سالگی‌ به‌خوانندگی‌ علاقه‌مند شد. در سال‌ 1337 رادیوخراسان‌ او را به‌ همكاری‌ در رشته‌ آواز دعوت‌كرد و او در آغاز كار بدون‌ همراهی‌ ساز باخواندن‌ اشعار عارفانه‌ جلب‌ توجه‌ هنردوستان‌ راكرد و دیری‌ نپایید كه‌ آوازه‌ شهرتش‌ به‌ تهران‌رسید و برای‌ اجرای‌ برنامه‌هایی‌ در گلها توسطروان‌شاد ?داود پیرنیا? دعوت‌ شد. در سال‌1345 با این‌ برنامه‌ همكاری‌اش‌ را شروع‌ كرد.از همان‌ سال‌ با استاد احمد عبادی‌ آشنا شد وشاگردی‌ و دوستی‌ او را برگزید و از سال‌ 1346در كلاس‌ استاد مهرتاش‌ شیوه‌ و سبك‌ ایشان‌ را فراگرفت‌. از سال‌ 1350 با استاد فرامرز پایور آشنا وتعلیم‌ سنتور و ردیف‌های‌ آواز استاد صبا را دنبال‌كرد. از سال‌ 1352 نزد استاد عبدا... دوامی‌ كلیه‌ردیف‌های‌ موسیقی‌ كلاسیك‌ و اصیل‌ ایرانی‌ وتصانیف‌ قدیم‌ و شیوه‌ تصنیف‌خوانی‌ را آموخت‌ ودر سال‌ 1354 استاد نور، ?علی‌خان‌ برومند?مراجعه‌ كرد و سبك‌ و روش‌ خوانندگی‌ سیدحسین‌ طاهرزاده‌ را فرا گرفت‌ و در خلال‌ این‌ ایام‌نیز شیوه‌ خوانندگی‌ اقبال‌ السلطان‌، تاج‌ اصفهانی‌،ظلی‌، ادیب‌ خوانسازی‌، قوامی‌ و بنان‌ را از روی‌صفحات‌ و نوارها با دقت‌ دنبال‌ كرد و به‌ رمز و رازشیوه‌های‌ خاص‌ هر یك‌ از آنان‌ به‌ گونه‌ای‌ راه‌یافت‌. از سال‌ 1354 تدریس‌ هنرجویان‌ را دررشته‌ آواز در دانشكده‌ هنرهای‌ زیبای‌ دانشگاه‌تهران‌ به‌ عهده‌ داشت‌ و تا سال‌ 1357 كه‌ این‌رشته‌ تعطیل‌ شد به‌ تعلیم‌ دانشجویان‌ مشغول‌ بود. 
        
    
استاد ?محمدرضا شجریان‌? مرد شماره‌ یك‌آواز ایرانی‌ در گفتگو با یكی‌ از شبكه‌های‌ رادیویی‌شركت‌ كرد و در خصوص‌ وضیعت‌ حال‌ حاضرموسیقی‌ ایران‌ سخن‌ گفت‌.
    امیدواریم‌ این‌ گفتگو مورد توجه‌ شما قراربگیرد، خصوصا طرفداران‌ پروپا قرص‌ استادشجریان‌ .

        
    _ موقعیت‌ آواز سنتی‌ را در حال‌ حاضر چگونه‌می‌بینید؟
    شجریان‌: امروزه‌ پیشرفت‌ تكنولوژی‌، سنت‌هارا زیر فشار قرار داده‌، به‌ گونه‌ای‌ كه‌ باعث‌ تغییرآنها شده‌ است‌. همان‌طور كه‌ شیوه‌ زندگی‌ تغییركرده‌، سنت‌های‌ موسیقی‌ هم‌ دچار تغییر و تحول‌شده‌ است‌.
    _ یعنی‌ به‌ نظر شما موسیقی‌ آوازی‌ ایران‌ ازبین‌ می‌رود؟
    شجریان‌: نه‌، هرگز از بین‌ نخواهد رفت‌. اماتردید دارم‌ كه‌ بتواند به‌ رشد و شكوفایی‌ خودادامه‌ دهد. ما در صد سال‌ گذشته‌ هنرمندان‌بزرگی‌ داشتیم‌ كه‌ فكر نمی‌كنم‌ هنرمندان‌ نسل‌امروز بتوانند خود را به‌ پای‌ آن‌ها برسانند. شایدیكی‌ دو نفر از آن‌ها در آینده‌ بسیار به‌ درخشد والبته‌ همین‌ هم‌ برای‌ ادامه‌ رشد موسیقی‌ آوازی‌ ماكافی‌ است‌.
    _ به‌ آینده‌ چه‌ كسانی‌ در این‌ هنر امید دارید؟
    شجریان‌: از كلاس‌های‌ موسیقی‌ شاگردان‌ بسیاربا استعدادی‌ بیرون‌ آمده‌اند، كه‌ فقط با رشد درآینده‌ می‌توان‌ راجع‌ به‌ آن‌ها اظهار نظر كرد.چون‌ این‌ راه‌ پر مخاطره‌ای‌ است‌ و باید دید كه‌ تاچه‌ حد پایدار نشان‌ می‌دهند و راه‌ موسیقی‌آوازی‌ را ادامه‌ می‌دهند و از هنرمندانی‌ كه‌ نزدمن‌ دوره‌ دیده‌اند و دوره‌ عالی‌ را هم‌گذرانده‌اند، می‌توانم‌ از آقایان‌ جهاندار،كرامتی‌، شفیعی‌، رفعتی‌ و نوربخش‌ نام‌ ببرم‌. پسرخودم‌ ?همایون‌?، هم‌ هست‌ كه‌ در حال‌ ادامه‌آموزش‌ است‌. این‌ها كسانی‌ هستند كه‌ شیوه‌ مرادنبال‌ كرده‌اند.
    _ به‌ نظر برخی‌ از خوانندگان‌ كارهای‌ شما دردهه‌ 1360 و پیش‌ از آن‌ رنگ‌ و بوی‌ دیگری‌داشت‌ كه‌ برای‌ دوستان‌ موسیقی‌ جالب‌ بود. نظرخودتان‌ چیست‌؟ آیا سبك‌ كارهای‌ شما درسال‌های‌ اخیر تغییر كرده‌؟
    شجریان‌: طبیعی‌ است‌ كه‌ كار تغییر می‌كند، اماداوری‌ درباره‌ آن‌ به‌ ذوق‌ و سلیقه‌ مردم‌ بستگی‌دارد. عده‌ای‌ ممكن‌ است‌ كارهای‌ قبلی‌تر یعنی‌زمان‌ دهه‌ 1350 را بیشتر بپسندند. این‌ قضاوت‌هااز پسند شخصی‌ پیروی‌ می‌كند و با معیارها وضوابط هنری‌ همراه‌ نیست‌.
    _ آیا شما به‌ موسیقی‌ پاپ‌ علاقه‌مندید؟ آیاحاضرید هنر خود را به‌ این‌ قالب‌ موسیقی‌ نزدیك‌كنید؟
    شجریان‌: من‌ به‌ این‌ نوع‌ موسیقی‌، كه‌ هیچ‌ماهیت‌ ایرانی‌ ندارد، علاقه‌ای‌ ندارم‌. نوع‌موسیقی‌ پاپ‌ یا موسیقی‌ مردم‌پسندی‌ كه‌ اینجارواج‌ پیدا كرده‌، ماهیت‌ مردمی‌ ندارد و همان‌موسیقی‌ غربی‌ است‌ كه‌ توسط خوانندگان‌ خارج‌از كشور اجرا می‌شود و صداوسیما هم‌ به‌ نام‌موسیقی‌ پاپ‌ ایرانی‌ آن‌ را پخش‌ می‌كند. تلاش‌ مااین‌ بوده‌ كه‌ در بستر موسیقی‌ اصیل‌ ایرانی‌ حركت‌كنیم‌ و از این‌ اصالت‌ها در موسیقی‌ دفاع‌ كنیم‌.
    _ آیا ظرفیت‌ موسیقی‌ ایرانی‌ از این‌ كه‌می‌شناسیم‌ بیشتر است‌؟
    شجریان‌: بله‌، ما حتی‌ یك‌ صدم‌ ظرفیت‌های‌موسیقی‌ ایرانی‌ را نتوانسته‌ایم‌ عرضه‌ كنیم‌.پیشرفت‌ و خلاقیت‌ در این‌ موسیقی‌، موقعی‌امكان‌پذیر است‌ كه‌ هنرمندانی‌ باشند كه‌ بتواننداین‌ امكانات‌ را رشد بدهند. هنر یك‌ زبان‌ است‌،باید هنرمندانی‌ باشند كه‌ بتوانند این‌ زبان‌ را به‌ كاربگیرند و در آن‌ به‌ خلاقیت‌ و آفرینش‌ دست‌ بزنند.همان‌طور كه‌ رشد زبان‌ ادبی‌ به‌ فعالیت‌ شاعر ونویسنده‌ بستگی‌ دارد، در موسیقی‌ هم‌ بایدآهنگسازانی‌ بیایند كه‌ بتوانند این‌ هنر را به‌ سوی‌رشد و ترقی‌ ببرند. خوانندگان‌ و تك‌ نوازان‌ هم‌در كنار خلاقیت‌ آهنگسازان‌ می‌توانند رشد كنند.ظهور آهنگسازان‌ خوب‌،می‌تواند هنر موسیقی‌ رامتحول‌ كند; ما در صد سال‌ اخیر آهنگسازان‌بزرگی‌ داشتیم‌ مانند عارف‌، شیدا و سپس‌ مرتضی‌محجوبی‌، و پس‌ از آن‌ها كسانی‌ مانند تجویدی‌ وهمایون‌ خرم‌ آمدند. امروزه‌ نسل‌ جوان‌تری‌داریم‌ كه‌ چهره‌های‌ برجسته‌اش‌ علیزاده‌، لطفی‌،مشكاتیان‌ و دیگران‌ هستند. به‌ هر حال‌ هرآهنگسازی‌ هنر خود را در چارچوب‌ شرایطزمانی‌ ارائه‌ می‌دهد
.

 
"محمد رضا شجریان" در گفت و گو با ایلنا :
مراكز موسیقی تاثیری بر خود موسیقی نداشته اند
حوصله ای برای خواندن ندارم
 
تهران- خبرگزاری كار ایران

سحر طاعتی - گروه هنر ایلنا
"محمد رضا شجریان" كه تاكنون آثار به یاد ماندنی بسیاری را بر جای گذاشته و كنسرت های متعددی را در ایران و خارج از كشور به روی صحنه برده است ، اخیرا ( به گفته خودش ) انگیزه ای برای خواندن ندارد . او در حال حاضر با شروع پروژه باغ هنر بم تمام زمان و نیروی خود را صرف ساخت و ادامه این پروژه كرده و از تمام مردم و هنرمندان برای ادامه راه یاری می خواهد ؛ در جریان سفر اخیر استاد به بم ، با این هنرمند فرهیخته در خصوص جریان موسیقی در كشور به گفت وگو پرداخته ایم ؛ گزیده‌‏ای از این گفت و گو در پی می آید.

- با توجه به این كه هم اكنون اساتید آوازشناس در ایران انگشت شمار هستند ، به نظر شما سرنوشت این حوزه از موسیقی ایرانی چه خواهد شد و برای بالندگی آن چه باید كرد؟

هنر ما و اصالت آواز و موسیقی ما در بداهه خوانی و بداهه نوازی است ؛ یعنی تمام اعتبار ما در این بداهه ( خلاقیت لحظه ای ) خلاصه می‌‏شود ؛ هنرمندی كه می خواهد ، بداهه نواز و بداهه خوان باشد ، باید كلاس رفته و ردیف بداند و در آن واحد آهنگسازی كند و كار ارائه دهد كه این كار سختی است و ممارست زیاد می طلبد ؛ اگر ما بتوانیم كاری كنیم كه جوان ها تشویق به پی گیری آواز شوند و ردیف ، شیوه و بداهه پردازی را بیاموزند ، در واقع شخصیت موسیقی ایرانی كه همان بداهه خوانی و بداهه نوازی است ، حفظ می شود ؛ اما متاسفانه امروزه تكنولوژی در همه دنیا كاری كرده كه زیاد به اصالت ها توجهی نمی شود و كاروان تكنولوژی همه را به دنبال خود می كشاند ؛ كسانی كه دست اندركار مسائل فرهنگی هستند باید به این نكته توجه داشته باشند كه تكنولوژی مستهلكشان نكند و بتوانند ، اصالت ها را حفظ كنند.
- مراكز موسیقی كشور از جمله انجمن موسیقی ، خانه موسیقی و یا مركز موسیقی ، تا چه اندازه بر موسیقی تاثیرگذار بوده اند ؟

هنوز كه هیج تاثیری نگذاشته اند و باید در دراز مدت شاهد تاثیرات آن ها بود ؛ چون ممكن است ، اصولا برنامه هایشان برای رفاه هنرمندان و یا پشتیبانی از آن ها تنظیم شده باشد ؛ اما ما تاكنون تاثیر این نهادها را بر خود موسیقی ندیده ایم ؛ البته ناامید هم نیستم و كمی باید صبر داشت تا تاثیرات آن ها را ببنیم.
- از نظر آسیب شناسی ، موسیقی امروز ما با چه مشكلاتی رو به رو است ؟
تولید آهنگ های زودگذر و لحظه ای ، خود به موسیقی ما آسیب می رساند و اگر در زمینه گسترش دانش و تجربه موسیقی پی‌‏گیرتر باشیم ، بهتر از این است كه موسیقی لحظه ای داشته باشیم ؛ ضمن آن كه در خصوص موسیقی پاپ می توان گفت كه این موسیقی نسبت و ربطی به موسیقی ما ندارد ، اما به هرحال عده‌‏ای به آن عادت كرده و عده ای از جوان ها هم دنبال آن هستند ؛ ولی این موسیقی همیشه نمی تواند ، جوابگوی نیازهای عاطفی و روحیه جامعه باشد ؛ به هرحال بخشی از موسیقی اصیل ما ، آن نوع موسیقی است كه بتوان از طریق آن به دوران های گذشته و زنده كردن خاطرات سفر كرد ؛ موسیقی كه هنرمندان دیگر رشته‌‏ها نیز در كنارش به هنرخود بپردازند.
- شما به عنوان یكی از اساتید بزرگ موسیقی ایران كه در ایران و خارج از كشور ، فعالیت های هنری زیادی انجام داده اید ، به نظرتان برای این كه یك رسانه در پیشرفت موسیقی تاثیر گذار باشد ، آن هم رسانه ‌‏ای مثل صدا و سیما ، چه اقدامات اساسی باید انجام شود ؟
مهمترین بخش آموزشی كشور ، رادیو تلویزیون است ؛ این رسانه‌‏ها حتی از دانشگاه و مدرسه تاثیر بیشتری در امور هنری و تربیتی دارند ؛ چون در تمام خانه ها هستند و خانواده ها هم مدام جلوی تلویزیون حاضرند و این رسانه بیشتر از محیط مدرسه و دانشگاه با مردم ارتباط دارد ؛ رادیو و تلویزیون در همه جای دنیا حساس ترین بخش آموزشی مملكت را عهده دار است ؛ حساس‌‏ترین بخش‌‏های اقتصادی و سیاسی و به طور كلی تمامی مسائل در اختیار رادیو و تلویزیون است . پس این رسانه‌‏ها در مورد مقولاتی چون هنر باید خیلی دقت كنند و نمی شود كه هر چه به دستشان رسید ، پخش شود ؛ بلكه باید با برنامه ریزی و انتخاب موسیقی درست ، در زمان و مكان مناسب اقدام به پخش آن كنند ؛ اما در حال حاضر ، متاسفانه برنامه های موسیقی را مثل پوشال در لابه لای برنامه های رادیو وتلویزیون جای می دهند كه این كار زشت و توهین آمیز است و همه چیز را خراب می كند ؛ از قبل از انقلاب تاكنون ، هنوز هیچ كدام از رسانه‌‏های مذكور ، آن طور كه باید حرمتی برای هنر قائل نیستند و توجهی به كاربرد هنر در جامعه و روحیه مردم ندارند ؛ رادیو و تلویزیون باید همه نوع موسیقی خوب دنیا را پخش كنند تا مردم با موسیقی های خوب دنیا آشنا شوند ؛ اما متاسفانه امروزه ، یك خواننده مد روز می شود و از صبح تا شب صدایش را از تمام رسانه های گوناگون پخش می‌‏كنند كه این كار درستی نیست.  



- با توجه به این كه به موسیقی كودك توجه چندانی نمی شود ، صدا و سیما چه نقشی را می‌‏تواند ، در این زمینه ایفا كند؟

مهمترین بخش آموزش موسیقی ، موسیقی كودكان است كه متاسفانه الان چنین چیزی را نداریم و بایستی توجه زیادی به آن شود ؛ ضمن آن كه برای یك كودك نمی شود ، موسیقی" شجریان" گذاشت ! البته درصد كمی از بچه ها هستند كه توجه دارند ؛ اما شاید 98 درصد بچه
ها ، موسیقی كودكانه خودشان را می خواهند ؛ صدا و سیما باید موسیقی را برای سنین مختلف ، در ساعات مختلف و مطابق با دیدگاه های مختلف پخش كند.
- آیا در آینده مایل به اجرای اركسترال همانند كنسرت" چهلستون " كه با اركستر ملی به رهبری" فرهاد فخر الدینی" انجام دادید ، هستید و یا این كه با همین گروه كوچك كار می‌‏كنید ؟

این طور نیست كه تنها با این گروه كار كنم ؛ بلكه با گروه های دیگر و اركسترهای بزرگ هم كار خواهم كرد ؛ ضمن آن كه در خارج از ایران ، بهترین شكل ارائه موسیقی ، اجرا با گروه هایی باتعداد نوازنده های كم است واجرا با گروه های 12-10 نفره كاربرد چندانی ندارد ؛ البته این قضیه در مورد اجرا ، برای خارجی‌‏ها صدق می كند ؛ چون در خارج از ایران اركسترهای بزرگی هستند كه آثاری قوی ارائه می دهند ، در صورتی كه اركسترهای ما در مقابل آن‌‏ها خیلی ابتدایی عمل می‌‏كنند ؛ البته در این سالیانی كه در ایران و خارج از كشور ، كنسرت های متعددی برگزار كرده ام ، به این نتیجه رسیده ام كه اجرای دو نوازنده قدر كه با هم همنوازی می كنند ، برای خارجی ها ، دلنشین‌‏تر و جالب‌‏تر است . اما اگر بخواهم در ایران كنسرت دهم یا چند نوازنده به گروه خودمان اضافه می‌‏كنم و یا با اركستر بزرگ كار می‌‏كنم و در این زمینه هیچ محدودیتی قایل نیستم.
- آلبوم" جام تهی" كه شامل تعدادی از آثار قدیمی است ، آخرین اثر منشر شده شما است ؛ آیا آلبوم جدیدی در دست انتشار دارید ؟
حدود 8 سال است كه تعدادی اثر آماده كرده‌‏ام ، ولی خودم هنوز حوصله نمی كنم كه آواز بخوانم ، یك مقدار باید روحیه و انگیزه پیدا كنم ، ضمن آن كه در حال حاضر خواندن برایم سخت شده و هر چه" استارت " می زنم ، روشن نمی شوم !
پایان پیام



نوشته شده توسط :آرش
یکشنبه 20 فروردین 1385-04:04 ق.ظ
نظرات() 

فروغ فرخ زاد



نوشته شده توسط :آرش
جمعه 20 آبان 1384-11:11 ق.ظ
نظرات() 

چکیده ای از زندگی و آثار فروغ

چکیده ای از زندگی و آثار فروغ

 


فروغ در دیماه سال ۱۳۱۳ در محلۀ امیریۀ تهران پا به عرصۀ وجود نهاد پدرش محمد فرخ زاد یک نظامی سختگیر بود و مادرش زنی ساده و خوش باور. او فرزند چهارم یک خانوادۀ نه نفری بود
چهار برادر به نامهای امیر مسعود، مهرداد و فریدون و دو خواهر به نامهای پوران و گلوریا
پس از اتمام دوران دبستان به دبیرستان خسروخاور رفت. در همین زمان تحت تاثیر پدرش که علاقمند به شعر و ادبیات بود. کم کم به شعر روی آورد. و دیری نپائید که خود نیز به سرودن پرداخت. خودش می گوید که " در سیزده چهارده سالگی خیلی غزل می ساختم ولی هیچگاه آنها را به چاپ نرساندم. "
در سال ۱۳۲۹ در حالی که ۱٦ سال بیشتر نداشت با نوۀ خالۀ مادرش پرویز شاپور که ۱٥ سال از او بزرگتر بود ازدواج کرد. این عشق و ازدواج ناگهانی بخاطر نیاز فروغ به محبت و مهربانی بود. چیزی که در خانۀ پدری نیافته بود. پس از پایان کلاس سوم دبیرستان به هنرستان بانوان می رود و به آموختن خیاطی و نقاشی می پردازد. از ادامه تحصیلاتش اطلاعاتی در دست نیست.
می گویند که او تحصیلات را قبل از گرفتن دیپلم رها می کند
اولین مجموعۀ شعر او به نام " اسیر " در سال ۱۳۳۱ در سن ۱۷ سالگی منتشر می گردد. کم و بیش اشعاری از او در مجلات به چاپ می رسد.
با به چاپ رسیدن شعر " گنه کردم گناهی پر ز لذت" در یکی از مجلات هیاهوی عظیمی بپا می شود و فروغ را بدکاره می خوانند و از آن پس مورد نا مهربانی های فراوان قرار می گیرد.
" گریزانم از این مردم که با من به ظاهر همدم و یکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت به دامانم دو صد پیرانه بستند "
در سال ۱۳۳۲ با شوهرش به اهواز می رود. دیری نمی پاید که اختلافات زناشوئی باعث برگشت فروغ به تهران می شود
حتی تولد کامیار پسرشان نیز نمی تواند پایه های این زندگی را محکم سازد. سرانجام فروغ در سال ۱۳۳٤ از شوهرش جدا می شود
قانون فرزندش را از او می گیرد. حتی حق دیدنش را. فروغ ۱٦ سال تمام و تا آخر عمرش هرگز فرزندش را ندید
" وقتی اعتماد من از ریسمان سست عدالت آویزان بود
و در تمام شهر
قلب چراغ های مرا تکه تکه می کردند
وقتی که چشم های کودکانۀ عشق مرا
با دستمال تیرۀ قانون می بستند
و از شقیقه های مضطرب آرزوی من
فواره های خون به بیرون می پاشید
چیزی نبود. هیچ چیز بجز تیک تاک ساعت دیواری
دریافتم : باید، باید، باید
دیوانه وار دوست بدارم

مجموعه های از کارهای فروغ فرخزاد
مجموعۀ شعر
ـ اسیر ۱۳۳۱
ـ دیوار ۱۳۳٦
ـ عصیان ۱۳۳٨
ـ تولدی دیگر۱۳٤۱
و مجموعۀ نا تمام ( ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد)

در حوزۀ سینما

ـ پیوندفیلم(یک آتش)که در سال ۱۳۴۱ در دوازدهمین جشنوارۀ فیلم های کوتاه و مستند ونیز در ایتالیا شایستۀ دریافت مدال طلا و نشان برنز شد.

ـ بازی در فیلمی از مراسم خواستگاری در ایران. سفارش موسسۀ ملی کانادا به گلستان فیلم بود.
ـ همکاری در ساختن بخش سوم فیلم ( آب و گرما)
ـ مدیر تهیۀ فیلم مستند ( موج و مرجان و خارا ) به کارگردانی ابراهیم گلستان
ـ مدیر و تهیه و بازی در فیلم نیمه کارۀ ( دریا ) محصول گلستان فیلم
ـ ساختن فیلم مستند ( خانه سیاه است ) از زندگی جذامیان که در زمستان سال ۱۳۴۲ برندۀ جایزۀ بهترین فیلم جشنواره ( اوبرهاوزن ) آلمان شد.
ـ بازی در نمایشنامۀ ( شش شخصیت در جستجوی نویسنده ) اثر لوئیچی پیراندلو در سال
۱۳٤۲
ـ و در سال ۱۳٤٤ از طرف یونسکو فیلمی نیم ساعته و از برناردو برتولوچی فیلمی پانزده دقیقه ای . در رابطه با زندگی فروغ ساخته شد.
دهمین جشنوارۀ فیلم ( اوبرهاوزن ) آلمان جایزۀ بزرگ خود را برای فیلم های مستند به یاد فروغ نام گذاری کرد.
فروغ فرخزاد سرانجام در ۲٤ بهمن سال ۱۳٤٥ به هنگام رانندگی بر اثر تصادف جان سپرد و روز ۲٦ بهمن در گورستان ظهیرالدوله هنگامی که برف می بارید به خاک سپرده شد.

" شاید حقیقت آن دو دست جوان بود
آن دو دست جوان
که زیر بارش یکریز برف مدفون شد"

یادش همیشه گرامی باد

برای تهیۀ وب سایت فروغ، از منابع زیر یاری گرفته شده.
 ـ۱ کتاب در غروبی ابدی، دکتر بهروز جلالی، انتشارات مروارید
 ـ۲ کتاب مجموعۀ اشعار، انتشارات نوید
 ـ۳کتاب گزینۀ اشعار انتشارات مروارید
ـ٤  نوار مصاحبۀ رادیوئی فروغ، تهیه کننده ایرج گرگین
 



نوشته شده توسط :آرش
چهارشنبه 18 آبان 1384-06:11 ق.ظ
نظرات() 







  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2